تبلیغات X
دانلود آهنگ
Korean Strawberry Milk Recipe
قرص کلردیازپوکساید ۵
همکاری در فروش فایل درآمد برتر
آموزش آنلاین آیلتس
سفارش بک لینک
خرید بک لینک قوی
خرید بک لینک ارزان
پکیج کار

دلتاس از یکتاس - بابر - ظهیرالدین محمد بابر s

دلتاس از یکتاس - بابر - ظهیرالدین محمد بابر

موضوعات
Category

ارشیو وبلاک
Archived blog

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 54
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 53
» بازديد سال : 53
» بازديد کل : 53
» اعضا : 0
» مطالب : 22

بابر - ظهیرالدین محمد بابر


تاریخ انتشار پست : 1400/10/16 بازدید : 0


بابر، ظهيرالدين محمد

به دلیل افتادگى‌هاى متن بابرنامه، تعیین تاریخ دقیق لشکرکشى‌هاى اول تا چهارم بابر، دشوار است و به همین سبب میان مورخان بعدى نیز در این‌باره اختلاف نظر وجود دارد؛ چه، مثلاً ابوالفضل علامى تاخت‌وتازهاى پراکنده بابر به نواحى شرقى افغانستان را نیز در زمره لشکرکشى‌هاى او به هند شمرده است؛ اما معلوم است که لشکرکشى‌هاى او به هند باید میان سال‌هاى 925 و 930ق رخ داده باشد. بابر در 928ق/1522م پس از سال‌ها تلاش، سرانجام قندهار را از ارغونیان گرفت، ولى به سبب بلندپروازى و شجاعت، بدان اکتفا نکرد و چون در آسیاى مرکزى وجود ازبکان و در غرب حضور صفویان که به‌سرعت نیرومند مى‌شدند، توسعه قلمروش را دشوار مى‌ساخت، متوجه هندوستان شد؛ اگرچه از 910ق ظاهراً چنین اندیشه‌اى را در سر مى‌پروراند.

سپس سلطان حسین میرزا فرمانرواى هرات از بیم شیبانى خان، بابر را به کمک خواست و او رهسپار هرات شد و باآنکه در راه خبر مرگ سلطان حسین رسید، بابر به حرکت خود ادامه داد و در هرات با بدیع‌الزمان و مظفرحسین، پسران سلطان حسین میرزا ملاقات کرد، ولى کوشش‌هایش براى ایجاد اتحاد بر ضد ازبکان به جایى نرسید. شکست و قتل شیبانى خان توسط شاه اسماعیل صفوى در 916ق/1510م فرصت مناسبى به دست بابر داد و او در زمستان 917ق با شتاب به‌سوى سمرقند حرکت کرد و از شاه اسماعیل نیز کمک خواست و وعده داد که در صورت پیروزى کامل بر سمرقند و بخارا، خطبه و سکه به نام شاه اسماعیل کند. دومین مرحله زندگى سیاسى بابر از اینجا آغاز مى‌گردد: وى در 910ق با نیروى اندکى به بدخشان رفت و مورد استقبال خسرو شاه، حاکم آنجا و مردم قرار گرفت و با کمک نظامى او روى به کابل نهاد و در 910ق با تسلیم محمدمقیم ارغون، امیر شهر، آنجا را گرفت.

وى سپس به فکر تسخیر سمرقند افتاد و باآنکه شهر در دست شیبانى خان بود، ولى با حمایت مردم در 906ق آنجا را گرفت و درحالى‌که 19 سال بیش نداشت، کوشید تا اتحادیه‌اى از امراى اطراف براى سرکوب قطعى شیبانى خان ایجاد کند، ولى توفیقى نیافت. پس از درگذشت عمر شیخ و آغاز حکومت بابر، سلطان احمد میرزا، عموى بابر و حاکم سمرقند و سپس سلطان محمود خان، دایى بابر و حاکم تاشکند، هرکدام طمع در قلمرو او بستند، ولى با مقاومت بابر و امراى طرف‌دار او راه به جایى نبردند. در این میان بابر سمرقند را نیز از دست داد و لشکریانش پراکنده شدند و خود به‌ناچار به خجند رفت؛ اما سال بعد اندیجان را گرفت و در 905ق فرغانه را نیز به چنگ آورد و آن را میان خود و جهانگیر تقسیم کرد.

روابط شاه اسماعیل اول صفوی با ظهیرالدین محمد بابر مقاله

میان بردارد،اما او متوجه شد و از سمرقند بیرون رفت و از بابر پادشاه دعوت کرد که به‌ بابر پادشاه به آن سو حرکت کرد و به گفتهء خود در عرض چهارده روز سمرقند را پس‌ آغاز روابط شاه اسماعیل و بابر پادشاه سید هادی اتائبی،در جنگ مرو کشته شد و شاه اسماعیل این خانم را با احترام نزد اسماعیل پذیرفت که به بابر پادشاه کمک کند و موافقت کرد بخش‌هایی از ماوراء النهر را در همان حال،عبید الله سلطان،برادرزادهء شیبک خان،به جنگ بابر پادشاه رفت و ا و را در کول ملک شکست داد و بابر ناچار به سوی‌ حبیب السیر آمده است که بابر پادشاه به نام شاه اسماعیل خطبه خواند و به نام دوازده‌ بابر پادشاه پس از تصرف سمرقند با کمک سپاه قزلباش،احمد بیگ صوفی اغلی و امیر نجم ثانی،پس از ملاقات با بابر پادشاه بدون اجازهء شاه اسماعیل برای فتح‌ تیمور گورکان به شمار می‌رفت و شیبک خان برای تسلط بر ماوراء النهر به جنگ با شیبک خان در 906 ق سمرقند را تصرف کرد و خواهر بابر را شیبک خان در جنگ مرو کشته شد و شاه اسماعیل خواهر بابر پادشاه را نزد او فرستاد و".

صفویه و اوزبکان و بابر، پادشاه تیموری،مثلثی ارتباطی ایجاد کرده بودند و نویسندهء مقاله با فرض آشنایی‌ خوانندگان با تاریخ دورهء شاه اسماعیل صفوی و سلسلهء اوزبکان،به معرفی بابر پادشاه‌ و فرمانروایی او در سمرقند توجه بیشتری دارد؛سپس نسبت او با امیر تیمور گورکان، چگونگی استقرارش در سمرقند،شکست از شیبک خان و ازدواج خواهرش با پادشاه‌ اوزبک و حکومت بر کابل تا 916 ق؛یعنی تا وقوع جنگ مرو بررسی می‌شود. "(IBدر این نوشتار روابط شاه اسماعیل و بابر پادشاه پس از جنگ مرو بررسی‌ روابط شاه اسماعیل و بابر پادشاه،فرستادن امیر نجم ثانی به ماوراء النهر و قتل امیر را شکست داد،خواهر بابر پادشاه را که نزد شیبک خان به سر می‌برد،آزاد کرد و پیش‌ برادرش فرستاد؛به این ترتیب روابط میان شاه اسماعیل و بابر پادشاه آغاز شد.

آنگاه به‌ روابط شاه اسماعیل و بابر پادشاه،فرستادن امیر نجم ثانی به ماوراء النهر و قتل امیر نجم در غجدوان و در نهایت شکست بابر از سلسلهء اخیر پرداخته می‌شود. روابط شاه‌اسماعیل و بابر پادشاه ، شاه ، بابر پادشاه ، شیبک خان ، صفوی ، میان شاه‌اسماعیل و شیبک خان ، سمرقند ، اسماعیل ، امیر نجم ثانی ، اوزبکان. در این نوشتار روابط شاه اسماعیل و بابر پادشاه پس از جنگ مرو بررسی‌ می‌شود،جنگی که میان شاه اسماعیل و شیبک خان درگرفت. بابر پس از این جنگ به سرزمین هند حمله برد و سلسلهء گورکانیان را در آنجا بنیان گذاشت. سمرقند ، شاه اسماعیل صفوی ، بابر پادشاه ، شیبک خان ، سلسلهء گورکانی.

زندگی نامه بابر

در این زمان، دو عموی بابر که با پدر وی دشمنی داشتند و حکومت فرمانروایی های اطراف را در دست داشتند و همچنین گروهی از اشراف که می‌خواستند برادر وی با نام جهانگیر به پادشاهی برسد، سعی زیادی کردند که او را از حکومت خلع کنند، ولی بابر توانست به کمک مادربزرگ مادری خود، آیسان دولت بیگم، قدرت خود را تحکیم کند.   به همین دلیل، در اوایل زندگی، بابر مجبور بود تا در جنگ‌های مختلف مقابل دشمنان زیادی بجنگد و اغلب بر سر حکومت یک قلمرو در حال مبارزه بود. در زمان حکومت وی در کابل، زمانی که مدت کوتاهی صلح حاکم بود، بابر علاقه خود را به ادبیات، هنر، موسیقی و باغبانی دنبال کرد.

بسیاری از پادشاهی های مجاور، در دست اقوام او بود که یا از نسل تیمور و یا از نسل چنگیز بودند و همواره با هم نزاع داشتند. او از نسل چنگیز خان و تیمور بود، اما به دنبال این بود که یک تمدن طولانی تر بر اساس تحمل مذهبی و ترویج هنر ایجاد کند. بابر به میزان زیادی تحت تأثیر فرهنگ فارسی قرار داشت که این امر بر روی رفتار او و جانشینان او تأثیر زیادی داشت. بابر در سن 47 سالگی در سال 909 شمسی (1561 میلادی) درگذشت و همایون را پس از خود به عنوان پادشاهی منصوب کرد. حتی گفته می شود که نام بابُر که وی بر خود گذاشت، از کلمه فارسی ببر الهام گرفته شده است. بابر و جانشینان او، سهم عمده ای در گسترش فرهنگ فارسی در هند و کشورهای مجاور داشتند.

با این حال برای فرار از دست ازبک ها، کشور هند را به عنوان پناهگاه خود انتخاب کرد. ظهیر الدین محمد بابُر ( 1530 -1483 ) بنیان‌گذار امپراتوری گورکانیان در هند بود. تا سال 1524، تنها هدف او این بود که منطقه تحت حکومت خود را تا پنجاب گسترش دهد. بابر توانست با لشگرکشی های موفقی که انجام داد، کابل را به تصرف خود درآورد. پس از فتح پنجاب ،دهلی و آگرا، او حکومت گورکانیان خود را پایه ریزی کرد. او بزرگ ترین فرزند عمر شیخ میرزا بود که حکومت فرغانه را در دست داشت. طبق وصیت او، بدنش به کابل افغانستان منتقل شد و در باغ بابر دفن شد. بعد از اینکه بابر به شدت بیمار شد، او پسرش همایون را فراخواند.


منبع

دسته :
برچست ها :
نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :        
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد