| تبلیغات | X | |
همان روز یا روز بعد، آقاى بروجردى حاج احمد، خادم خود را به منزل ما فرستادند و پیغام داده بودند: ما در زمان جوانى در حوزهی علمیهی اصفهان نزد مرحوم جهانگیرخان، اسفار مى خواندیم ولى مخفیانه؛ چند نفر بودیم و خفیه به درس ایشان میرفتیم و اما درس اسفار علنى در حوزهی رسمى به هیچ وجه صلاح نیست و باید ترک شود! من در جواب گفتم: به آقاى بروجردى از طرف من پیغام ببرید که این درسهاى متعارف و رسمى را مانند فقه و اصول، ما هم خواندهایم و از عهدهی تدریس و تشکیل حوزههاى درسى آن برخواهیم آمد و از دیگران کمبودى نداریم. علامه طباطبایی: متفکری با آرمانهایی سترگ ۱ (برگرفته از مقدمهی دکتر نصر بر کتاب شیعه در اسلام) ۱ روزشمار زندگی ۱ ذکر پارهای از کارهای ماندگار علامه ۵ منش علامه در کلاس درس ۶ منش علامه در منزل ۷ علامه از نظر دیگران ۷ رابطه علم ودین از نظر علامه طباطبایی ۱۰ الف: معیار و ملاک و میزان بودن عقل ۱۰ ب: مصباح و چراغ نورانى بودن عقل ۱۰ ج: مفتاح بودن عقل نسبت به شریعت ۱۱ د: وحى به عقل نور مىدهد ۱۱ نحوه ارتباط عقل و وحى(علم ودین) از نظر علامه طباطبایی ۱۳ منابع: ۱۶.
تنقیح و نقد روایات بحارالانوار: آیتالله سیدمحمدحسین حسینى تهرانى نقل میکند که «ایشان تا جلد ششم از طبع جدید (بحارالانوار) را تعلیقه نوشتند، لیکن به لحاظ یکى دو تعلیقهاى که صریحاً در آنجا نظر علامه مجلسى را رد کردند، این امر براى طبقهاى که تا این اندازه حاضر نبودند نظریات مجلسى مورد ایراد واقع شود خوشآیند نشد؛ و متصدى و مباشر طبع بنا به الزامات خارجیه، از ایشان تقاضا کرد که در بعضى از مواضع قدرى کوتاهتر بنویسند و از بعضى از ایرادات صرفنظر کنند. در آن زمان که حضرت آیتالله با چند نفر، خفیه به درس مرحوم جهانگیرخان مى رفتند، طلاب و قاطبهی مردم بحمدالله مومن و داراى عقیدهی پاک بودند و نیازى به تشکیل حوزههاى علنى اسفار نبود ولی امروزه هر طلبهاى که وارد دروازهی قم مىشود با چند چمدان پر از شبهات و اشکالات وارد مىشود و باید به درد طلاب رسید و آنها را برای مبارزه با ماتریالیستها و مادیین بر اساس صحیح آماده کرد و فلسفهی حقهی اسلامیه را بدانها آموخت و ما تدریس اسفار را ترک نمىکنیم.
همان روز یا روز بعد، آقاى بروجردى حاج احمد، خادم خود را به منزل ما فرستادند و پیغام داده بودند: ما در زمان جوانى در حوزهی علمیهی اصفهان نزد مرحوم جهانگیرخان، اسفار مى خواندیم ولى مخفیانه؛ چند نفر بودیم و خفیه به درس ایشان میرفتیم و اما درس اسفار علنى در حوزهی رسمى به هیچ وجه صلاح نیست و باید ترک شود! من در جواب گفتم: به آقاى بروجردى از طرف من پیغام ببرید که این درسهاى متعارف و رسمى را مانند فقه و اصول، ما هم خواندهایم و از عهدهی تدریس و تشکیل حوزههاى درسى آن برخواهیم آمد و از دیگران کمبودى نداریم. تنقیح و نقد روایات بحارالانوار: آیتالله سیدمحمدحسین حسینى تهرانى نقل میکند که «ایشان تا جلد ششم از طبع جدید (بحارالانوار) را تعلیقه نوشتند، لیکن به لحاظ یکى دو تعلیقهاى که صریحاً در آنجا نظر علامه مجلسى را رد کردند، این امر براى طبقهاى که تا این اندازه حاضر نبودند نظریات مجلسى مورد ایراد واقع شود خوشآیند نشد؛ و متصدى و مباشر طبع بنا به الزامات خارجیه، از ایشان تقاضا کرد که در بعضى از مواضع قدرى کوتاهتر بنویسند و از بعضى از ایرادات صرفنظر کنند.
در آن زمان که حضرت آیتالله با چند نفر، خفیه به درس مرحوم جهانگیرخان مى رفتند، طلاب و قاطبهی مردم بحمدالله مومن و داراى عقیدهی پاک بودند و نیازى به تشکیل حوزههاى علنى اسفار نبود ولی امروزه هر طلبهاى که وارد دروازهی قم مىشود با چند چمدان پر از شبهات و اشکالات وارد مىشود و باید به درد طلاب رسید و آنها را برای مبارزه با ماتریالیستها و مادیین بر اساس صحیح آماده کرد و فلسفهی حقهی اسلامیه را بدانها آموخت و ما تدریس اسفار را ترک نمىکنیم. این صفحه شرح قطرهایست از دریایی که سالها با سکوت و آرامش به خدمتی بسی اساسی به جامعهی اسلامی و ایرانی کمر همت بسته است و از آنجا که خود به مرتبهی وصال به حقیقت نایل آمده است مانند مشعلی نورانی اطراف خود را منور ساخته و راه پای بسیاری از شاگردان و ارادتمندان و خوانندگان آثار خود را از دور و نزدیک روشن ساخته و به حیات فکری و معنوی آنان روح و جهت و معنی بخشیده است.
مثلاً، در تبیین آیه شریفه ۱۶۳ سوره مبارکه بقره، مى نویسد: این آیه شریفه، برهان دیگر را از راه نظامى که در عالم است اقامه نموده و حاصلش این است این اجرام زمینى و آسمانى که هم از نظر حجم و کوچک و بزرگى و هم دورى و نزدیکى مختلف اند (و به طورى که یافته هاى علمى به دست آورده کوچک ترین حجم یکى از آنها ۰۰۰۳۳، ۰۰۰، ۰۰۰، ۰۰۰، ۰۰۰، ۰۰۰، ۰۰۰، ۰۰۰/۰ سانتى متر مکعب است) و بزرگ ترین آنها که حجمش میلیون ها برابر حجم زمین است، کره اى است که قطرش تقریبا معادل ۹۰۰۰ میل است و فاصله میان دو ستاره و دو جرم آسمانى، قریب به سه میلیون سال نورى است وسال نورى تقریبابارقم ۳۶۵×۲۴×۶۰×۶۰×۳۰۰۰۰۰ کیلومتر برابر است و خلاصه این ارقام دهشت آور را نیک بنگر، آن گاه خودت حکم خواهى کرد که تا چه اندازه نظام این عالم، بدیع و شگفت آور است؛ عالمى که با همه وسعتش هر ناحیه اش در ناحیه دیگر اثر مى گذارد، و در آن دست اندازى مى کند و هر جزء آن در هر کجا که واقع شده باشد از آثارى که سایر اجزا در آن دارند متأثر مى شود، جاذبه عمومى اش یکدیگر را به هم متصل مى کند، نورش و حرارتش همچنین، و با این تأثیر و تأثر سنت حرکت عمومى و زمان عمومى را به جریان مى اندازد (ر.
آن گاه از طرفى دیگر هم نگاه کردند به جوامع دین دار، البته آنهایى که با امورى هوس رانى مى کردند، و نامش را دین مى گذاشتند، درحالى که حقیقتى جز شرک نداشت، و خدا و رسولش از شرک بیزارند، آن وقت از سوى دیگر، به طرز دعوت هاى دینى نظر کردند که مردم را به تعبد و اطاعت چشم و گوش بسته دعوت مى کند، درحالى که نه دین عبارت بود از هوس رانى، و نه دعوت دینى عبارت بود از دعوت به اطاعت کورکورانه؛ چون دین شأنش اجلّ از این است که بشر را دعوت به جهل و تقلید کند، و ساحتش مقدس تر از آن است که مردم را به عملى دعوت کند که علم همراهش نباشد، و یا به طریقه اى بخواند که هدایت و کتابى روشنگر نداشته باشد، و چه کسى ستمگرتر است از کسى که چنین افترایى به خدا ببندد و یا حق را بعد از آمدنش تکذیب کند (طباطبائى، ۱۴۱۷ق، ج ۲، ص ۱۲۱ـ۱۲۲).