تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
https://avalpack.com
همکاری در فروش
techtip
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
آموزش زبان انگلیسی




دلتاس از یکتاس - رومانتیسم - رومانتیسم romantisme s

دلتاس از یکتاس - رومانتیسم - رومانتیسم romantisme

موضوعات
Category

ارشیو وبلاک
Archived blog

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 7059
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 7058
» بازديد سال : 7058
» بازديد کل : 7058
» اعضا : 0
» مطالب : 74

رومانتیسم - رومانتیسم romantisme


تاریخ انتشار پست : 1400/10/26 بازدید : 1


رومانتیسم Romantisme

هر چند که در قرن بیستم رمان به حد کمال و پختگی خود می‌رسد و قواعد و اصول اساسی آن تثبیت می‌شوند و نمونه‌ها و سرمشق‌های رمان در هر شکل و طریقه به عرصه می‌آیند اما در قزن نوزدهم غول‌هایی چون بالزاک، فلوبر، دوما، داستایوسکی و تولستوی قدم به میدان می‌گذارند. ۳_ کلاسیک ها تیپ ها و الهام آثار خویش را از هنرمندان یونان و روم قدیم می گیرند و حال آنکه رومانتیک ها از ادبیات مسیحی قرون وسطی و رنسانس و افسانه های ملی کشورهای خویش ملهم می شوند و همچنین از ادبیات معاصر ملل دیگر تقلید می کنند. آیا قرن نوزدهم را بید از روز اول ژانویه ۱۸۰۱ به حساب آورد؟ در این تاریخ در فرانسه، شاتو بریان و سنانکور Senancour)، ۱۸۴۶-۱۷۷۰، نویسنده فرانسوی مولف رمان ابرمن) نخستین آثار رمانتیک را خلق کردند.

رمان در این قرن در مسیرهای متفاوت و بسیار وسیعی پیش می‌رود و بسیاری از رمان‌های نبوع آسای جهان در این قرن به وجود می‌آیند و رمان جنبه‌های مطلوب تر و جهانی تری پیدا می‌کند. در این دوره تجمل و زندگی اشرافی همه اهمیت و نفوذ خود را از دست داد ؛ قلمرو آثار ادبی گسترش یافت ؛ حالا دیگر شاعران و نویسندگان از طبقه های گوناگون جامعه بودند. آنها ترجیح می دهند که به جای سرودن اشعار منظم و یکنواخت با شعاری بپردازند که بیشتر شبیه نثر (چه از لحاظ آهنگ و چه از لحاظ مضمون)، تصویری و متنوع باشد. و از نظر اساس و بنیاد، خالق خداوند بزرگ آن؛ آونوره دوبالزاک بود و "کمدی انسانی" بالزاک تاریخ رمان را زیر سلطه خود آورد و نمونه و سرمشق جهانی شد.

در آغاز کلمه رومانتیک از طرف طرفداران مکتب کلاسیک برای مسخره به نویسندگان جدید اطلاق می شد و معنی نخستین آن مترادف با خیال انگیز و افسانه ای بود. ۱_ کلاسیک ها بیشتر ایدآلیست هستند و حال آنکه رومانتیک ها می کوشند گذشته از بیان زیبایی ها و خوبی ها که هدف کلاسیک هاست زشتی و بدی را هم نشان بدهند. اصولا مکتب نخستین رومانتیسم انگلستان بود و از آنجا به آلمان رفت و از آنجا در فرانسه رسوخ کرد و سرانجام تا سال ۱۸۵۰ بر ادبیات اروپا مسلط شد. حال آن که در قرن بیستم رمان نویسان بزرگی در سرزمین‌های دیگر، در آمریکای شمالی؛ در آمریکای جنوبی و ژاپن و آفریقا در صحنه ادب ظاهر می‌شوند.

جامعه شناسی و پژوهش

در دوران رومانتیک پژوهشگران آلمانی به‌ویژه آنانی که با جنبش‌های ناسیونالیستی سروکار داشتند — مانند مبارزه و ستیز ناسیوناسیت‌ها برای خلق «آلمان» ورای شاه‌نشین‌های گوناگون و مبارزات ملی‌گرایان از طریق اقلیت‌های قومی علیه امپراطوری اتریش - مجارستان — عقیده‌ای گسترده‌تر از فرهنگ را به عنوان «دیدگاهی جهانی» ترویج کردند. درحالی‌که روشنگری نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند.

فیلسوف آلمانی ایمانوئل کانت (۱۸۰۴- ۱۷۲۴) تعریفی فردگرایانه را از «روشنگری »، شبیه به مفهوم بیلدونگ ارایه داد: «روشنگری خروج انسان از نابالغی خودانگیخته‌است»[۹] او بحث کرد که این نابالغی از فقدان فهم و درک ما ناشی نمی‌شود، بلکه از نبود شوق اندیشیدن مستقل سرچشمه می‌گیرد. همچنان که برخی منتقدین بحث کرده‌اند که تمایز میان فرهنگ‌های عالی و پست ناشی از مجادله میان نخبگان و غیرنخبگان اروپایی است، برخی دیگر از آنان استدلال می‌کنند که تمایز میان متمدن و غیرمتمدن چیزی جز مجادله میان قدرت‌های استعماری اروپایی و مستعمراتشان نیست. ارنست هوفمان ، بتهوون ، شوپن ، شوبرت ، فلیکس مندلسون ، روبرت شومان ، فرانتس لیست ، برامس ، هکتور برلیوز ، یوهان اشتراوس ، آنتوان بروکنر ، ریچارد واگنر و پیتر ایلیچ چایکوفسکی از برجسته‌ترین موسیقی‌دانان و آهنگ‌سازان رمانتیک محسوب می‌شوند.

در سدهٔ نوزدهم انسان‌گرایانی مانند شاعر و مقاله‌نویس انگلیسی متیو آرنولد (به انگلیسی : Matthew Arnold) (۱۸۲۲-۱۸۸۸) واژهٔ فرهنگ را برای ارجاع به آرمان‌های پالایش‌شده برای افراد بشر که به بهترین نحو در جهان اندیشیده و گفته شده‌است به کار برد. این صفت که از کلمهٔ لاتینی رومانتیکوس (به لاتین : Romanticus) برگرفته شده بود به داستان‌هایی گفته می‌شد که به زبان‌های عامیانهٔ اروپا (و نه به زبان لاتین) نوشته شده باشند، در شیوهٔ نوشتار نو باشند و از قوانین کلاسیک پیروی نکنند. هنرمند رمانتیک توده را دشمن می‌داند و چون از زندگی در اجتماع خویش گریزان است به دامان خیال‌ها و اندیشه‌های خویش پناه می‌برد و به دوران‌های باستانی و سده‌های میانه و روزگار کودکی و سرزمین آرزوها و تنهایی باز می‌گردد.

سبک نقاشی رمانتیسم (Romantisme)

درحالی‌که روشنگری نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم می‌شود: یکی دستهٔ خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اَشکال)، و دوم دستهٔ احساسات و یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها. در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص بودن فرهنگ‌های بومی، تنوع و تکثر زبان‌های بشری، هویت‌های محلی و منحصربه‌فرد بودن آدمیان ستایش می‌شد.

رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رُمانتیسمیا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوب‌های تصویرگری‌های سنتی، به تحقق بخشیدن ایده‌های شخصی خود پرداختند. رمانتیسیسم را همان‌طور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری به‌شمار آورد.

گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری (به طور بهتر، عقلانی) بود. برلین، به‌خصوص، علاقه‌مند به استفاده از چنین لفظی برای اشاره به این جنبش بود. رمانتیسم جنبه‌های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد.

وب سایت برقع

۷- دومینیک اَنگر، با بهره گیری از فرم های کهن کلاسیسیسم، هنر قرون میانه و هنر شرق ترکیب بندی هایی را به وجود آورد که گاه درون مایه های کلاسیک و گاه  خیال پردازی های شهوانی راه می جست. تأکید بر حساسیت درونی، عواطف، و خیالپردازی را می توان در تصویرهای ویلیام بلیک، منظره های ترنر و فریدریش، برخی باسمه های گُیا، و حتی در بعضی نقاشی های داوید و شاگردانش ملاحظه کرد. ۸- دولاکروا، که اَنگر از او به عنوان مخرب هنر می هراسید، ادبیات و تاریخ را برای موضوعاتی می کاوید که بتوانند، با اسلوب جذاب و احساس برانگیز وی، بیانگر اهداف شخصی اش باشند. مضمون های شاخص هنر رمانتیک این دوره عبارت بودند از: عشق به منظره های بکر طبیعی و جلوه های قاهر طبیعت و امور رمزآمیز و غریب در هر هیئت و ظاهری؛ تمایل شدید به آزادی.

۶-  داوید، نقاش بزرگ مکتب کلاسیک، با استفاده از نوع به شدت بی پیرایه کلاسیسیسم به نقد هنر و اخلاق جامعه ای پرداخت که چیزی جز لذت را نمی جست. کثرت ناگهانی سنت هایی که سرمشق قرار می گرفتند، ۲- پایه ها و اصول کلاسیسیسم تضعیف می شد، ولی زبان کلاسیسیسم همچنان نفوذ خود را حفظ می کرد. ۵- گویا با روایت های خویش از قساوت و جنون و شهودهای کابوس گونۀ خود از آنها، غایات متعارف هنر کلاسیک – یعنی لذت و آموزش – را واژگون ساخت. اهمیت دُلاکروا در این است که او توانست نگرش رمانتیک را در یک قالب زیبا شناختی منسجم ارائه کند و راهگشای تحول بعدی نقاشی اروپایی باشد. آنچه از میان رفت، نه خود این سنت، بلکه محوریت آن بود؛ دیگر به عنوان سنتی یگانه نگریسته نمی شد، بلکه سنتی بود در میان سنت های دیگر.

در معنای محدودتر، جنبشی همزمان با نخستین انقلاب های اجتماعی و سیاسی عصر جدید، که دگرگونی ژرفی در ذهن انسان اروپایی پدید آورد. رومانتیسم، دوره ای است که انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی را در بر می گرفت، دوره ای که روسو ارزش های جامعۀ متمدن انکار می کند. ۳- کانستبل به مناظر خود برجستگی دیدگانی و ارزش معنوی نمی بخشید این کار، اولویت دادن به طبیعت در مقابل انسان است. وُردزوُرث: زبان دستوری و ادبی را به عنوان کارمایۀ شعر نفی کرد و زبان محاوره ای روستاییان و کودکانشان را برگرفت. هنر پیش از رومانتیسم با سنتِ پیوند داشت که خاستگاه آن را هنوز هم گاه ( گهوارۀ تمدن) یا تمدن مدیترانه ای می نامیم.

منبع

دسته :
برچست ها :
نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :        
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد